الان این توفیق اجباریه در واقع!
از بدو طفولیت هر وقت میخواستم آیندمو تصور کنم، یا می نشستم پشت سنتور و فکر میکردم الان کنسرت دارم در کنار یانی!!! یا به مغز عروسکام آمپول تزریق میکردم!و فکر میکردم دارم جراحی زیبایی انجام میدم در کنار پروفسور شمس!!!
(الان من هیچی از گذشته یادم نمیادا، فقط اینجوری احساس میکنم !!)
حالا روز به روز این دوتا دارن ازم دورتر میشن. الان سیستم عصبیم خط خطیه به خاطر قضایای جدید دانشگاه و جدا نتونستم انقدر روی خودم کنترل داشته باشم که نیام در این رابطه تارنگارو به روز کنم.
وضعیت اسفناک و هچل هفتیه. من واقعا نمیدونم دقیقا اینا کدوم رتبه ها رو واسه قبولی دانشگاه های خوب میخوان؟!؟
یارو با 19 دانشگاه تهران قبول نشده ، رفته شهید بهشتی!!!
یه دختر تهرانی با 80 حتی علی آبادم قبول نشده !
یه پسره با 140 رفته اهواز!!!!!(پزشکی)اون یکی با 180 تبریز!!!
بعد ملت تهرانم اعتراض کرده بودن که چرا با رتبه های عالی هیچ رشته و دانشگاه خوبی قبول نشدن!؟
بومیا هم که منطقه بندی شدن.
یه تهرانیه پا شده رفته منطقه ی محروم سال آخرو، که به خیال خودش با سهمیه بندی، یه جای خوب قبول شه!! کاملا دچار افسردگی شده بعد از اعلام نتایج.اون دیگه واقعا انتهای بدشانسی و البته حماقت طرف بوده.
جنسیت هم که رو نتایج تاثیر میذاره.هفتاد سی شده امسال!!![]()
حالا یکی اینجا به من بگه، اصلا کی امسال دانشگاه قبول شده؟والله با این وضعیتی که من می بینم هیچ کی!وگرنه دانشگاه تهران مگه چند نفر پزشکی میگیره که یکی با 19 نتونه بره تو ؟ یا مثلا چرا یکی با 140 نره اصفهان و شیراز؟ پاشه بره اهواز؟؟!؟
بعد رئیس سازمان سنجش گفته بود: کسی که رتبش 130 میشه واقعا چه انتظاری برای پزشکی دانشگاه های تهران داره مثلا؟؟؟اصلا نباید همچین توقعی داشته باشه!! ![]()
حالا...با این وضعیتی که هست و روز به روز داره خراب تر میشه، جدا من و امثال من با چه امیدی باید درس بخونیم؟ با امید نرفتن به دانشگاه؟یا بیکاری؟ یا رفتن به دانشگاه و بیکاری؟!؟هفت سال دکترا خوندن و علافی؟ (الافی؟!؟)
اینا هدف نابود کنن. منم وقتی همچین اوضاع قاراشمیشی رو ببینم معلومه که دو سال از عمرمو تلف نمیکنم واسه کنکوری که میدونم هیچ آش دهن سوزی واسم نمیشه. اوایل میگفتم داروسازی تهران...بعد شد دندانپزشکی تهران...بعد پزشکی تهران...رسید به پزشکی شیراز...پزشکی اهواز...حالا به مامایی ملایر هم رضایت میدم!!!رضایت که هیچی...کلا قبول شم همینو با سر میرم!!!! ![]()
امید و آرزو یخده! هدف نیست. تلاش هم اینجوری که کلا به درد نمیخوره. هیچ کی تنش نمیخاره جون بکنه و آخرش پرخور بیکاره بشینه ور دل مادرش!
اوضاع و احوال درس خوندن که اینجوریه. بازار کار هم که روز به روز مفتضح تر میشه و بعد مسئولای ما نشستن ببینن کی درصد بیکاری توی امریکا از پنج به پنج و یک صدم میرسه!!!!که بپرن تو اخبار نیم روزی و تمام روزی هر دو دقیقه یه بار با هزار تا زیر نویس اعلام کنن که امریکا هم بیکار داره!!
من بخوام از وضعیت شغلی و درسی اینجا بگم که فردوسی بنده خدا ضایع میشه!
بنابراین بیش از این حرفی نمیزنم.
پزشکی رو بی خیال...من میمونم و توهم همنوازی با مشکاتیان و کامکار! خوش باشم. شما هم برید خوش باشید!!و روزتونو با توهمات و اوهام واهی!!!! آغاز کنید!!!![]()
(جدا این یه توصیه از روی دلسوزی بود...بهش بیاندیشید...)![]()
